close
تبلیغات در اینترنت
رمان دوخاهر
loading...

بیا تو رمان

فرزاد سرشا انداخت پایین و سریع سرفه ای کرد و گفت : ببخشید قربان . میرم اب بخورما بیام. سرهنگ اولش شک کرد ولی به روی خودش نیورد و با بی تفاوتی گفت:باش.برو زود بیا.   به طرف ابخوری رفت و بعد از خوردن اب یواشکی و اروم اروم از کلانتری خارج شد.حتی سرباز دم در هم از اون نپرسید کجا می ری. امیر اروم اروم چشماشو باز کرد . _ چی شده؟  من کجام؟ اینجا کجاس؟ پرنیا: با فرزاد درگیر شدی و ...... امیر: فرزاد کیه؟ پرنیا  نگران شد که شاید امیر حافظه شو از دست داده. پرسید: خوبی امیر؟ امیر خندید: اره.…

اطلاع رسانی

سلام دوستان . همه اون هایی که توی سایت عضو شدن تایید کردم . میتونید رمان بذارین

ببخشید دیر شد ... معذرت

آخرین ارسال های انجمن

رمان دو خواهر( قسمت چهارم)

علی ملا حسینی بازدید : 344 جمعه 11 مهر 1393 نظرات ()

فرزاد سرشا انداخت پایین و سریع سرفه ای کرد و گفت : ببخشید قربان . میرم اب بخورما بیام.

سرهنگ اولش شک کرد ولی به روی خودش نیورد و با بی تفاوتی گفت:باش.برو زود بیا.

 

به طرف ابخوری رفت و بعد از خوردن اب یواشکی و اروم اروم از کلانتری خارج شد.حتی سرباز دم در هم از اون نپرسید کجا می ری.

امیر اروم اروم چشماشو باز کرد .

_ چی شده؟  من کجام؟ اینجا کجاس؟

پرنیا: با فرزاد درگیر شدی و ......

امیر: فرزاد کیه؟

پرنیا  نگران شد که شاید امیر حافظه شو از دست داده. پرسید: خوبی امیر؟

امیر خندید: اره. شوخی کردم...خخخخخخخ

پرنیا: خیلی بدی. ترسیدم. اینجا هم دست از شوخی برنمی داری؟

یه دفعه در باز شد.خواهر و مادر امیر واردشدند.

افسانه: دستت درد نکنه امیر . این بود کادوی تولدم؟؟؟؟

امیر: شرمنده ! یه اتفاق بود دیگه . زندگی همینه عزیزم.

مادر امیر از پرنیا پرسید : شما کی هستید؟

پرنیا تا اومد حرف بزنه امیر گفت:مامان توضیح میدم.

مامان( امیر): زود باش !!!

امیر: این خانم همکلاسی من هستش.زندگیمامدیون ایشونم.

پرنیا: نه بابا من که کاری نکردم . راستی افسانه خانم کادوی شما توی کیف منه. بفرمایید.

وقتی افسانه گردنبند رو تو دستای پرنیا دید با خوشحالی ازدستش کشید و گفت : وای امیر خیلی قشنگه!!!!! ممنون. سلیقه خودته؟؟؟؟

امیر شونه هاشو تکون داد و در حالی که سرفه می کرد گفت: نه . سلیقه خانم سعادته.

افسانه: پس خانم سعادت شمایید!!! امیر خیلی ازتون تعریف میگرد.امیر راست میگفت. به هر حال ممنون. خیلی قشنگه.

امیر: خانم سعادت فرزاد چی شد؟

پرنیا: بردنش کلانتری.

امیر : خب خیالم راحت شد.

*****************************************************************

فرزاد بالاخره از زندان فرار کرد. حین راه یاد دوستش افتاد که میگفت اگه می خوای سفر قاچاقی بری به خودم بگو.

تا مغازه چیزی زاه نبود. سرعتشا بیش تر کرد تا زود برسه. وقتی رسید کلیدی که تویه سوراخ کنار مغازش قایم کرده بود را برداشت و در را باز کرد. سراغ دفتر تلفنش رفت ؛ شماره دوستش را به سختی پیدا کرد و بهش زنگ زد.

_ الوو اقا احسان؟

_ بله شما؟؟

_ من فرزادم. همونی که بهم میگفتید فرزاد کادو.

_ اهان! چی شد یادی از ما کردی؟

_ می خوام برم ترکیه . می تونی کمکم کنی؟

_ اره. شما فقط لب ترکن.

_ کجا می تونم ببینمتون؟

_ ادرس را برات اس ام اس میکنم.

فرزاد گوشی را قطع کرد . کشوی میزش را کشید و هر چقدر پول داشت برداشت. یکی تاکسی گرفت و رفت خونه.چمدونی برداشت و باعجله لباساشو ریخت توش. اماده رفتن بود.

صدای موبایلش در اومد. پیام از طرف احسان بود .( ادرس را فرستاده بود) 

سوؤیچ ماشینشا برداشت . سوار ماشین شد  و به اون ادرس که احسان فرستاده بود رفت. وقتی رسید دید احسان داره براش دست تکون میده. شیشه را پایین کشید .

_ بزن بریم اقا فرزاد.

فرزاد با سرعت حرکت کرد . بعد از گذشت نیم ساعت احسان گفت : نگه دار رسیدیم.

احسان: پیاده شو.باید سوار یه ماشین دیگه بشی.

فرزاد: اخه چرا؟ نمیشه با ماشین خودم برم؟

احسان: نه. این طوری امنیتش بیش تره. مثل اینکه فراری هستیا. از رو شماره پلاکت پیدات میکنن.

فرزاد: باشه . مجبورم دیگه. بریم.

همون شب فرزاد به هر طوری شد به از مرز رد شد و وارد کشور ترکیه شد .

سرباز دری زد و وارد شد. افسانه در را باز کرد و پرسید : چیزی شده؟

سرباز : شما اقایی اقایی به نام فرزاد میشناسید؟

امیر با صدایی خراشیده و بی حال گفت: همون نامردی که منا به این حال و روز انداخت.

سرباز.......


ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
Profile Pic
_ رمان بخونید + رمان بنویسید _ توی انجمن گپ بزنید + کنار هم باشیم
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • پیوندهای روزانه
    آمار سایت
  • کل مطالب : 131
  • کل نظرات : 47
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 127
  • آی پی امروز : 15
  • آی پی دیروز : 32
  • بازدید امروز : 92
  • باردید دیروز : 83
  • گوگل امروز : 2
  • گوگل دیروز : 6
  • بازدید هفته : 749
  • بازدید ماه : 1,950
  • بازدید سال : 24,922
  • بازدید کلی : 135,779