close
تبلیغات در اینترنت
دانلود رمان کاغذ بی خط
loading...

بیا تو رمان

نویسنده : تسنیم کاربر انجمن نودهشتیا خلاصه داستان : بعد از به سادگی با تمام فانتزی ها و سادگیش ، کاغذ بی خط فضاش متفاوت هست ، کاغذ بی خط روایت آدمهایی است که زندگی بزرگشون میکنه ، با تمام فراز فرودهاش و اتفاقات پیش بینی نشده اش باعث رشدشون میشه .   دانلود      قسمتی از متن رمان : پشت میز آشپزخانه نشسته خریدهای فردا را لیست میکند . از دستمال کاغذی گرفته تا فنجان ….. دیروز دختر پسر هایی که تولد گرفته بودند یکی از فنجان ها را شکسته بودند ….کاغذ خیس می شود…

اطلاع رسانی

سلام دوستان . همه اون هایی که توی سایت عضو شدن تایید کردم . میتونید رمان بذارین

ببخشید دیر شد ... معذرت

آخرین ارسال های انجمن

دانلود رمان کاغذ بی خط

مهدی جلالی بازدید : 257 جمعه 30 آبان 1393 نظرات ()

Kaghaze Bi Khat دانلود رمان کاغذ بی خط | تسنیم کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل)

نویسنده : تسنیم کاربر انجمن نودهشتیا

خلاصه داستان :

بعد از به سادگی با تمام فانتزی ها و سادگیش ، کاغذ بی خط فضاش متفاوت هست ، کاغذ بی خط روایت آدمهایی است که زندگی بزرگشون میکنه ، با تمام فراز فرودهاش و اتفاقات پیش بینی نشده اش باعث رشدشون میشه .

 

دانلود 

 

 

قسمتی از متن رمان :

پشت میز آشپزخانه نشسته خریدهای فردا را لیست میکند . از دستمال کاغذی گرفته تا فنجان ….. دیروز دختر پسر هایی که تولد گرفته بودند یکی از فنجان ها را شکسته بودند ….
کاغذ خیس می شود .. سقف چکه میکند… شاید اگر قبل تر بود بدترین اتفاقی بود که میشد ساعت ۱۲ شب برایش بیفتد …. اما خیلی وقت بود که بدترینی برایش وجود نداشت ….
نمی تواند این وقت شب در خانه ی زری خانم را بزند ،خیلی وقت است یاد گرفته باید خودش کارهایش را بکند…….
تنها چیزی که به عقلش می رسد گذاشتن ظرفی زیر سوراخ آب است … فردا صبح اول وقت قبل از اینکه سقف روی سرش خراب شود باید آقا رحیم را بیاورد .
شب ها در حالت عادی خوابش نمی برد چه رسد به حالا که سقف هم بنای چکه کردن گذاشته ….. زیر کتری همیشه شعله پخش کن هست میداند بدون چای و قهوه دوام نمی آورد …. از چایی که در چای ساز باشد متنفر است
لیوانش را پر از چای میکند …. پشت پنجره خیابان باران زده را نگاه میکند ،بی هیچ عابری . تنها صدای چکه های آب در ظرف است که سکوت خانه اش را می شکند . خانه ای که فضایش برای تنهایی او زیادی بزرگ است .
امشب صدای چکه ها از تنهایی درش آورده . همیشه خودش است و تنهایی و شب و سکوت . به جز گاه گداری که سایه و سامان فیلمی بیاورند با هم تماشا کنند . 

 

 

 

مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
Profile Pic
_ رمان بخونید + رمان بنویسید _ توی انجمن گپ بزنید + کنار هم باشیم
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • پیوندهای روزانه
    آمار سایت
  • کل مطالب : 131
  • کل نظرات : 47
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 127
  • آی پی امروز : 15
  • آی پی دیروز : 32
  • بازدید امروز : 108
  • باردید دیروز : 83
  • گوگل امروز : 2
  • گوگل دیروز : 6
  • بازدید هفته : 765
  • بازدید ماه : 1,966
  • بازدید سال : 24,938
  • بازدید کلی : 135,795